Tag: نشستن

دیگه باید راه رفت

ترنج امروز عصر سه چهار قدم خودش برداشت. اصلا مدل بلند شدنش از زمین فرق کرده. انگار که به قصد راه رفتن بلند می‌شه و می‌ایسته. البته بعدش دیگه تکرارش نکرد. جیگر (خرش) رو محکم بغل کرده بود و فاصله‌ی بین زیر پایی (همینه دیگه اسمش؟) و پایه‌ی میز رو پنگوئن آسا طی کرد. این رو هنوز به حساب راه رفتن کامل نمی‌ذارم.

عاشق نونه و بهش می‌گه: نـیییییییییی.

عصر داشتم بهش غذا می‌دادم. نشسته بودیم روی زمین. مخمل از پشت سرش اومد. قشنگ همه‌ی تنش رو از سرش تا باسنش چند بار بو کشید. هی نگران بودم سبیل‌هاش بخوره به ترنج و متوجه بشه که پشتشه ولی نخورد. خیلی قشنگ بود کل ماجرا.

من ایستاده‌ام تا …

شاید یک ماهی بود که وقتی روی زانوم یا بین پاهام رو به خودم می‌نشوندمش سعی می‌کرد دستش رو بگیره به لباس من و بلند شه. گاهی هم موفق می‌شد. اما خب دیگه الان چند روزه تونسته توی تختش خودش بشینه و بعدش بلند شه. فکر کنم باز باید یه پله تخت رو ببرم پایین. مخصوصا با این اشتیاقی که برای بلند کردن پاش نشون می‌ده.

گاهی هم می‌افته. بعضی وقت‌ها گریه می‌کنه و گاهی هم به سخنرانی و بازی اش ادامه می‌ده.

هوراااا وایسادم

بذار ببینم می‌تونم بیام بیرون

دیگه چه خبر؟

یالا یالا رقص و شادی

خسته شدم، بشینم یه کم