Tag: مادرانه

دو سال عاشقی

20140315-Toranj-Birthday-TITWo-080-Edit-2

هر کار کردم نتونستم چیزی بنویسم. هرچی نوشتم پاک کردم. از دیشب دارم سعی می‌کنم بنویسم و نمی‌تونم. عشق به این دختر رو نمی‌تونم بنویسم. تا قبل از مادر شدن نمی‌فهمیدم، حالا می‌فهمم. من دو ساله عاشق این دخترم. عشقی که نمی‌تونم چیزی ازش بنویسم.

خورشید من، ترنج

می‌خواستم دختر باشی. از همان روز که تصمیم گرفتم مادرت باشم، همان روزی که دلم با ترانه‌ای لرزید و تو را  و مادر بودن را خواست.

اولین آغوش

وقتی برای اولین بار روی سینه ام گذاشتند ات … عطر تن ات، عطر موهایت آشناترین عطر دنیا بود.

این جوری گیر می‌افتی

این رو همین عصری گرفتم. الان داشتم نگاهش می‌کردم گریه ام گرفت. این طوری آدم پاش بند دنیـا می‌شه. یه خنده‌ی این بچه من رو می‌کشه و زنده می‌کنه. من دیگه گیر زندگی افتادم.
می‌خواستم پست بلندتر بنویسم. ولی دیگه دل و دین ام از دست رفت با این عکس.

بغض

ترنج بغض می‌کنه از غم خفه می‌شم. گریه‌اش برام انقدر دردناک نیست که اون بغض اول گریه‌اش. لب‌هاش که جمع می‌شه و می‌لرزه و اشک که یواش یواش توی چشماش جمع می‌شه.