20150315-Toranj-3rd-BD-06

دخترم سه ساله شد. سه ساله که ما زندگی‌مون یه رنگ دیگه است. اولین تولدش بود که کامل متوجه بود مهمونی به خاطر اونه و از چند روز قبل خوشحال بود و منتظر. البته نگران هم بود که مهمون‌ها میان کیک و میوه‌هاش رو می‌خورن. روز قبلش با نگرانی می‌گفت نه اوری‌وانا نیان کیک منو بخورن. من خودم بخورم.

20150315-Toranj-3rd-BD-03

هر بار هم که بهش می‌گفتم تولدت مبارک با خوشحالی می‌گفت مرسی! خیلی بهش خوش‌گذشت. مرسی از دوست‌های مهربونی که اومدن.

20150315-Toranj-3rd-BD-04 20150315-Toranj-3rd-BD-05 20150315-Toranj-3rd-BD-07