بهش موز دادم. اول یک سوم موز رو گذاشتم روی میزش. یه نگاه به اون میکرد و یه نگاه به ما و میخندید و بعد شروع کرد سُر دادن موز روی میز. برش داشتم بردم طرف دهنش اول مکیدش بعد سعی کرد با لثه و اون فسقل دندونش گازش بگیره. معلوم بود که دوست داره. یه تیکهی گنده ازش کند که من زهره ام رفت. ولی توی دهنش فکر کنم لهش کرد و خورد. یه بار هم خودش موزه رو برداشت و سعی کرد بخوره. اون آخرها حس کردم توی گلوش گیر کرده که بیخیال شدم و باقیموندهی موز رو با چنگال خوب له کردم و با قاشق یک کمی بهش دادم. مثل روز اول شیربرنج خوردندش خیلی محتاط بود ولی میخورد و پس نمیزد.
از آزمایش امروز به این نتیجه رسیدم که از روش بیبی لد وینینگ میترسم و بهتره فعلا غذای پوره شده با قاشق بهش بدم. حالا شاید یه بار دیگه با هویج پخته شده هم امتحان کنم ببینم چطوریه واکنشاش.