این گردنبند هدیهی یک سالگی ترنجه که مادربزرگ و پدربزرگش دادن و تازه به دستمون رسیده. خیلی دوستش دارم و با اجازهی ترنج فعلا خودم میاندازم گردنم.

March 22, 2013 by الهه
این گردنبند هدیهی یک سالگی ترنجه که مادربزرگ و پدربزرگش دادن و تازه به دستمون رسیده. خیلی دوستش دارم و با اجازهی ترنج فعلا خودم میاندازم گردنم.

Category ترنج | Tags: ترنج,تولد,هدیه,گردنبند,یک سالگی | 2 Comments
March 14, 2013 by الهه
میخواستم دختر باشی. از همان روز که تصمیم گرفتم مادرت باشم، همان روزی که دلم با ترانهای لرزید و تو را و مادر بودن را خواست.

وقتی برای اولین بار روی سینه ام گذاشتند ات … عطر تن ات، عطر موهایت آشناترین عطر دنیا بود.
Category ترنج, مادرانه | Tags: الهه,ترنج,مادرانه,یک ساله,یک سالگی | 3 Comments
March 13, 2013 by الهه
مرکز بهداشت کودکان محل نامه فرستاده بود که ترنج رو برای معاینهی یک سالگی ببریم که امروز رفتیم. خوشبختانه همه خیلی خوش اخلاق بودن. ترنج رو هم که به زور بیدار نگه داشته بودیم خوش رفتار بود و با همه بگو بخند کرد و برای من آبرو خرید. برعکس این لحظه که با دوتا بستهی آب میوه از من و لپتاپ ام آویزونه و داره جیغ میکشه که بغلش کنم.
برای اولین بار هم نشست روی صندلی و وزنش کردند و دیگه توی کاسه نشوندنش. وزنش روی نموداریه که توی چند ماه پیش بوده ولی قدش اون پایینهاست. وزنش هم زیاد نیستا. اون هم در میانهی پایینی جدوله.
خانمه از من پرسید که مسواک میزنی دندونهاش رو؟ گفتم نه. گفت الان بهش یه هدیه میخوام بدم. رفت و با یه مسواک کوچولو و خمیر دندون برگشت. گفت یه تیکهی کوچیک خمیر دندون بذارم و باهاش مسواک بزنم براش و میتونه خمیر دندون رو هم قورت بده. این وسط هم ترنج یک نفس با خانومه اختلاط میکرد.

راه رفتنش هم بهتر و طولانیتر. البته اول یواش میره بعد ناگهانی سرعت میگیره. مخصوصا اگه بخواد دنبال مخمل و گبه کنه. تازه پاورلیفتینگ هم میکنه و هر چیزی که دم دست باشه رو برمیداره و با خودش این طرف اون طرف میبره. چند روز پیش تا از خرید رسیدیم خونه گلاب به روتون یه بستهی بزرگ چند تایی دستمال توالت رو که برداشته بود با خودش داشت میبرد بذاره روی مبل.
Category ترنج, گامهای ترنج | Tags: ترنج,خمیر دندان,دندان,عکس,مسواک | No Comments
March 11, 2013 by الهه
ترنج ما هنوز یک ساله نشده. سه روز دیگه مونده به تولدش. ولی جشن تولدش رو دیشب گرفتیم که در روزهای تعطیلی پایان هفته باشه. خیلی دختر خوبی بود و در تمام مدت مهمونی به جز دقایق آخرش کاملا با ما همکاری کرد، رقصید، خندید، راه رفت، دوید و در حد خودش آتیش سوزوند. مادر بزرگ و پدر بزرگ و خاله اش هم از تهران با اسکایپ باهامون بودن. دوستانی که در یک سال گذشته و پیش از تولد ترنج خیلی بهمون کمک کرده بودن هم تشریف آورده بودن و خلاصه به ما که خیلی خوش گذشت امیدوارم به اونها هم خوش گذشته باشه.
با تشکر از فاطمهی مهربان که از آن سر دنیا و از راه دور برای آمادگی این جشن به من کمک فکری کرد.
Category ترنج, گامهای ترنج | Tags: ترنج,تولد,تولد یک سالگی,جشن,عکس,لندن,مهمان,یک ساله,یک سالگی | 12 Comments
March 3, 2013 by الهه
ترنج چند قدم بیشتر راه میره ولی آخرش معمولا با بقچهبندی باسنش میخوره زمین. امروز بردمش که براش کفشهای مناسب راه رفتن بگیرم. قبلش چندین جفت کفش گرفته بودم ولی هیچ کدوم به درد راه رفتن نمیخوردند.
اول که توی بخش کودکان یه خانمی ازمون پرسید که آیا میخوایم پاهاش رو اندازه بگیریم؟ بعد بهمون شماره داد. نوبتمون که شد یه خانم دیگه اومد و پای ترنج رو اندازه گرفت. سایزش ۳/۵ جی است. بعد چهار مدل کفش آورد که دو تاش رو دوست داشتیم. خیلی هم خوشحال بود ترنج و خانومه ذوق کرده بود میگفت معمولا بچهها گریه میکنند موقع اندازه گیری. گفتیم وایسا این حالا ساکته شروع میکنه به موقعش.
گفتم دو مدل کفش با بند چسبی آورد که ترنج اصلا همکاری نکرد که پاش کنیمشون و مقادیری غر زد. در نهایت همین کفشهایی که در پایین میبینید رو انتخاب کردیم.
خانم فروشنده دوربین آورد و چند تا عکس از ترنج با کفشهاش گرفت و یکیشون رو پرینت کرد و چسبوند روی یه کارت و داد دست ما.



Category ترنج, گامهای ترنج | Tags: اولین کفش,ترنج,راه رفتن,عکس,کفش | 3 Comments
February 22, 2013 by الهه
امشب ترنج حدودا یک متر راه رفت.
Category ترنج, گامهای ترنج | Tags: ترنج,راه رفتن | 1 Comment
February 21, 2013 by الهه
دیشب داشتم یه چیزی توی یوتیوب میدیدم بعد یه موسیقی ای هم روش داشت. ترنج تا شنید شروع کرد به رقصیدن. براش فرقی نمیکنه موسیقی چی باشه. تا صدای هر نوع سازی رو بشنوه شروع میکنه به تکون خوردن. به قول دوستم شبیه ورزش صبحگاهیه یه جاهای رقصش یا به قول داریوش شبیه ورزش باستانی.
Category ترنج | Tags: ترنج,رقص,رقصیدن,فیلم,ویدیو | 1 Comment
February 17, 2013 by الهه
عاشق این شلوارک ترنج ام. از سه ماهگی داره میپوشدش و نشون میده که بچه ام چقدر رشد نکرده.

Category ترنج | Tags: ایستادن,ترنج,عکس | 1 Comment
February 16, 2013 by الهه
دو هفته پیش عروسی دو تا از دوستهای خوبمون بود. ترنج برای اولین بار رفت عروسی. اون شب که نشد ازش عکس بگیرم و بعدش هم که همگی سرما خورده بودیم. بالاخره امروز لباسی که پوشیده بود رو قبل از اینکه بهش کوچیک بشه دوباره تنش کردم و چند تا عکس گرفتم. از اینکه کفش پاش نیست هیچ تعجب نکنید چون عمرا بذاره کفش به پاش بمونه. پیرهن هم که تنش میکنی خیال میکنه باید بشینه حتما. راضی نشد وایسه که عکس بگیرم.



Category ترنج | Tags: ترنج,عروسی,عکس,کیک,کیک عروسی | 3 Comments
February 13, 2013 by الهه
ترنج امروز عصر سه چهار قدم خودش برداشت. اصلا مدل بلند شدنش از زمین فرق کرده. انگار که به قصد راه رفتن بلند میشه و میایسته. البته بعدش دیگه تکرارش نکرد. جیگر (خرش) رو محکم بغل کرده بود و فاصلهی بین زیر پایی (همینه دیگه اسمش؟) و پایهی میز رو پنگوئن آسا طی کرد. این رو هنوز به حساب راه رفتن کامل نمیذارم.
عاشق نونه و بهش میگه: نـیییییییییی.
عصر داشتم بهش غذا میدادم. نشسته بودیم روی زمین. مخمل از پشت سرش اومد. قشنگ همهی تنش رو از سرش تا باسنش چند بار بو کشید. هی نگران بودم سبیلهاش بخوره به ترنج و متوجه بشه که پشتشه ولی نخورد. خیلی قشنگ بود کل ماجرا.
Category ترنج, گامهای ترنج, گربه ها | Tags: ایستادن,ترنج,راه رفتن,مخمل,نشستن | No Comments