RSS Feed

‘ترنج’ Category

  1. طرز تهیه‌ی آووکادوی له شده

    October 16, 2012 by الهه

    بینندگان عزیز امروز می‌خوام آووکادوی له شده رو بهتون آموزش بدم

    خوانندگان عزیز امروز می‌خوام آووکادوی له شده رو بهتون آموزش بدم

    اول به مامانتون بگید که یک آووکادو رو به امید خورده شدن توسط شما پوست بکنه و تکه تکه کنه و بذاره روی میز

    اول به مامانتون بگید که یک آووکادو رو به امید خورده شدن توسط شما پوست بکنه و تکه تکه کنه و بذاره روی میز

    سعی کنید با قاشق آووکادوها رو به تکه‌های کوچک‌تر تقسیم کنید

    سعی کنید با قاشق آووکادوها رو به تکه‌های کوچک‌تر تقسیم کنید

    بعد با دسته‌ی قاشق اون‌ها رو خوب هم بزنید

    بعد با دسته‌ی قاشق اون‌ها رو خوب هم بزنید

    می‌تونید قاشق رو مزه مزه کنید

    می‌تونید قاشق رو مزه مزه کنید

    آووکادوهایی که از مرکز میز دور شدن رو با دو انگشت بردارید و دوباره بذارید وسط میز

    آووکادوهایی که از مرکز میز دور شدن رو با دو انگشت بردارید و دوباره بذارید وسط میز

    همیشه به قاشقتون توجه کنید که مبادا توش غذا باشه

    همیشه به قاشقتون توجه کنید که مبادا توش غذا باشه

    همون طور که می‌بینید قاشق و دهان من استاندارد طراحی نشدن و الا چرا قاشق باید فرو بره توی لپ من؟

    همون طور که می‌بینید قاشق و دهان من استاندارد طراحی نشدن و الا چرا قاشق باید فرو بره توی لپ من؟

    من باز دارم تلاش می‌کنم که قاشق رو بیشتر توی لپ ام فرو کنم

    من باز دارم تلاش می‌کنم که قاشق رو بیشتر توی لپ ام فرو کنم

    خوانندگان عزیز همون طور که می‌بینید آووکادوی له‌شده‌ی چسبیده به شلوار و تمام لباس من آماده است

    خوانندگان عزیز همون طور که می‌بینید آووکادوی له‌شده‌ی چسبیده به شلوار و تمام لباس من آماده است

    در مرحله‌ی آخر هم اگه مامانتون تصمیم داشت لباس‌هایی که با زحمت بهشون آووکادو دادید رو عوض کنه می‌تونید این طوری اعتراضتون رو نشون بدید

    در مرحله‌ی آخر هم اگه مامانتون تصمیم داشت لباس‌هایی که با زحمت بهشون آووکادو دادید رو عوض کنه می‌تونید این طوری اعتراضتون رو نشون بدید

    نکته‌های مادر سرآش‌پز: بر خلاف تصور من ترنج خیلی خوب آووکادو خورد. فکر نمی‌کردم طعمش رو دوست داشته باشه  ولی با علاقه گاز می‌زد و می‌خورد. البته نهایت اندازه‌ی یک قاشق غذا خوری خورده باشه. اگه شما هم خواستید آووکادو بدید به بچه‌تون حتما آووکادوی رسیده‌ای که سیاه هم نشده باشه انتخاب کنید. توی این کتابی که می‌خونم نوشته آووکادو بهترین و کامل‌ترین میوه است برای بچه‌ها.


  2. به خاطر کوزه به سرها

    October 13, 2012 by الهه

    کوزه به سر

    به کسی نگید ولی من تا امشب به ترنج آب نداده بودم. فیلتر آب‌مون تموم شده بود و هی یادم می‌رفت که فیلتر بخرم. آب لندن رو اگه فیلتر نکنید و باهاش چایی درست کنید یه لایه‌ی ضخیم چربی روی چای جمع می‌شه. همه ظرف‌ها هم بعد از شستن با این آب حتما لک می‌شن. من که جرات ندارم آب فیلتر نشده بخورم برای همین آب معدنی می‌گیرم ولی برای چایی  آب رو فیلتر می‌کنیم و می‌جوشونیم و استفاده می‌کنیم. برای غذا پختن هم دل به دریا می‌زنم و به این امید که آب می‌جوشه از آب شیر استفاده می‌کنم. هر چند فکر کنم آب رودخونه‌ی تیمز رو بدون هیچ تصفیه‌ای می‌فرستند توی لوله‌ها : |

    لیوان در نقش دندونی

    خلاصه که امشب سعی کردم توی یه لیوانی که مثلا مخصوص آب خوردن برای اولین باره به ترنج آب فیلتر شده‌ی جوشیده‌ی خنک شده بدم … ولی دریغا که همه‌ی فرش و صندلی‌های اطراف و پرده و موکت آب خوردند ولی ترنج نه. لیوان رو مثل شمشیر تو هوا دور سرش می‌چرخوند و جیغ می‌کشید. یا اگه خسته می‌شد به عنوان دندونی ازش استفاده می‌کرد. تا اینکه پرتش کرد رو زمین و موفق شدم وسط گریه و جیغ و دادش یه قاشق رو جایگزینش کنم. به هر حال تجربه‌ی آب خوردن موفقی نبود امشب.


  3. نروژیه

    October 8, 2012 by الهه

    خونه‌ی خودمون به علت حضور پر رنگ گبه و مخمل نمی‌تونم ترنج رو وسط خونه بذارم و معمولا روی تخت می‌ذارمش و خودم کنارش می‌شینم. اینجا ولی از شب اول به پیشنهاد محمد ترنج رو وسط فرش گذاشتیم که البته چند باری مغز مبارک رو به زمین کوبید و بعد تصمیم گرفتیم دور و برش بالش و عروسک بذاریم. خیلی دوست داره بشینه و سر عروسک‌ها غر بزنه.

    ترنج شاد وسط خونه

    ترنج شاد وسط خونه

    مهسا هم همیشه دوست داره ترنج رو یا بغل کنه یا ببوسه یا نوازش کنه. اینجا همین طور که می‌بینید از خواب بیدار شده اومده نشسته و ترنج رو گذاشتیم توی بغلش. حرکت ترنج بیشتر شبیه کشتی‌کارهای فرنگیه.

    ترنج در آغوش مهسا

    ترنج پیرهن بهاری هلویی

    ترنج پیرهن بهاری هلویی

    ترنج پیرهن بهاری هلویی

    The Vigeland Park

    ترنج و من در آفتاب بی رمق پاییزی قطبی

    ترنج تا سرما می‌خورد بهش و توی این کاپشنش مثل مجسمه گیر می‌کرد خواب‌آلود می‌شد و بعد می‌خوابید.

    ترنج خفته در آفتاب قطبی

    این کالسکه هم کالسکه‌ی مهساست. چقدر خوب ازش نگهداری شده. نه؟

    باز هم ترنج خفته در آفتاب قطبی


  4. سلام نروژ

    October 7, 2012 by الهه

    بال هواپیما و ابر و بدیهیات

    طلسم نروژ ما بالاخره شکست. بیشتر از سه سال بود که می‌خواستم برم نروژ پیش دوستم زینب. هر بار یه ماجرایی می‌شد و نمی‌شد که بیام. سه هفته پیش تصمیم گرفتیم و هماهنگ کردیم و من بدووووو بلیت گرفتم.

    ترنج در حال انتخاب غذا

    موقع خرید بلیت کلی ذوق کردم که توی پروازمون وای‌فای رایگان داره ولی دریغا که سرعتش از سرعت دایال آپ‌های ابتدای خلقت اینترنت در ایران هم کمتر بود و عملا به هیچ دردی نخورد. ترنج از پرواز قبلی‌مون به پرتغال آروم‌تر بود و به جز یک بخش که خیلی گریه کرد چون خوابش می‌اومد باقی طول پرواز رو آروم بود و در حال فضولی و کشف در و دیوار.

    ابر و بدیهیات از پنجره‌ی هواپیما

    ابرهای شبیه فلان هسته‌ای

    در آن بالاهای آسمان متوجه یه سری ابر شدم که شبیه قارچ‌های بعد از انفجار بمت اتم بودن ولی به علت اینکه اگه کلمه‌ی بمب اتم رو به کار می‌بردم قطعا با استقبال بقیه‌ی مسافران و کادر پرواز مواجه می‌شدم به داریوش گفتم: اینا رو ببین چقدر شبیه فلان هسته‌ای هستند.

    محمد همسر زینب با مهربونی اومد فرودگاه دنبال ما و ابرهایی که برای استقبال از ما از لندن بدو بدو خودشون رو به آسمان اطراف اُسلو رسونده بودن با باران فراوان به ما خوش‌آمد گفتند.

    هوای اسلو به نظر من گرم‌تر از هوای لندن بود. یعنی رطوبت لندن باعث می‌شه بیشتر احساس سرما کنم.

    ترنج اصلا با زینب و مهسا غریبگی نکرد. من آخرین بار مهسا رو وقتی دیدم که تقریبا هم سن الان ترنج بود. مهسا خیلی خوب فارسی صحبت می‌کنه. درست مثل یه بچه‌ای که ایران زندگی می‌کنه چون توی خونه محمد و زینب باهاش فقط فارسی حرف می‌زنند. انگلیسی و نروژی اش هم عالیه.

    ترنج و عروسک سیاه

    زینب با ترس و لرز این عروسک سیاه رو داد دست ترنج ولی ترنج بدون ترس باهاش بازی کرد. من خودم هم نگران بودم بترسه.

    گوشه‌ای از بهشت

    هوای روز بعد عالی بود. صبح یه مقدار نیمه‌ابری بود ولی باقی روز رو آفتابی شد. پاییز نروژ و لااقل این قسمتی که من از هواپیما و روی زمین دیدم خیلی رنگارنگه. لندن هنوز انقدر زرد و قرمز نشده بود برگ درخت‌ها.

    خانه‌ی همسایه

    گربه‌ی نروژی

    نقاشی ای که مهسا برای ترنج کشیده

    ترنج پیش از بالاآوردگی

    روز بعد شال و کلاه کردیم که بریم بیرون. وسط شهر که رسیدیم ترنج روی لباس‌های من و خودش بالاآورد و یه مقدار بی‌حال بود. در نتیجه برگشتیم خونه و همه لباس‌ها به لباس‌شویی سپرده شدند. دو ساعتی بهش شیر ندادم. خوش‌بختانه دیگه بالا نیاورد. شاید موزی که صبح خورده بود بهش نساخته بود.

    ترنج شال به سر


  5. خواب؟ نداریم

    October 2, 2012 by الهه

    کلا وضع خوابش به هم ریخته. امروز از ساعت ۱۰ خوابیده تا ۱ بعد از ظهر! ولی الان که یک ربع به یک شب باشه هنوز نمی‌خواد بخوابه. یعنی خوابه‌آ ولی تا می‌ذاریمش توی تخت خودش بیدار می‌شه. این برنامه‌ی هر شب ماست. آخرش هم تسلیم می‌شیم و من بهش روی تخت خودمون شیر می‌دم و تا صبح بین ما می‌خوابه. کلا با پتو هم که میونه‌ای نداره هی پتو رو با پا هل می‌ده پایین.

    ترنج پیرهن بنفشه


  6. سخنران ایستاده

    September 28, 2012 by الهه


  7. من ایستاده‌ام تا …

    September 27, 2012 by الهه

    شاید یک ماهی بود که وقتی روی زانوم یا بین پاهام رو به خودم می‌نشوندمش سعی می‌کرد دستش رو بگیره به لباس من و بلند شه. گاهی هم موفق می‌شد. اما خب دیگه الان چند روزه تونسته توی تختش خودش بشینه و بعدش بلند شه. فکر کنم باز باید یه پله تخت رو ببرم پایین. مخصوصا با این اشتیاقی که برای بلند کردن پاش نشون می‌ده.

    گاهی هم می‌افته. بعضی وقت‌ها گریه می‌کنه و گاهی هم به سخنرانی و بازی اش ادامه می‌ده.

    هوراااا وایسادم

    بذار ببینم می‌تونم بیام بیرون

    دیگه چه خبر؟

    یالا یالا رقص و شادی

    خسته شدم، بشینم یه کم


  8. سرک کشیدن

    September 22, 2012 by الهه

    دو سه روزه وقتی روی صندلی اش نشسته باشه و مثلا چیزی توی لپ‌تاپ من حرکت کنه یا مخمل و گبه اون پایین راه برن خودش رو بالا می‌کشه تا ببیندشون. یعنی سر و گردنش رو بالا می‌کشه تا جایی که می‌تونه. امشب هم یکی دو مورد جیغ زده. تا حالا جیغ نزده بود. اده بده هم می‌گه یه مقدار. یعنی کلمات دو بخشی بی‌مفهوم البته.

    پوره‌ی گلابی رو خیلی دوست داره. دیروز هم بهش گلابی دادم هم ظهر چشمش خیلی به دهن من بود وقت خوردن دوباره یک چهارم یه موز کوچیک له کردم بهش دادم.

    دیگه فکر کنم داره یاد می‌گیره که انتخاب کنه بغل کدوممون باشه. دیشب دادمش بغل داریوش گریه کرد و دستش رو باز کرد که بیاد بغل من. صبح هم داریوش از اتاق رفت بیرون گریه کرد.

    این‌ها که می‌نویسم شاید به نظر عادی بیان ولی خب برای من ای که مادر یه بچه ام و هی یاد گرفتن‌های گام به گامش رو می‌بینم جالب اند. برای همین پوزش از باقی حضار که اینا به نظرشون قربون دست و پای بلوریت برم میان یا خیلی طبیعی هستند.


  9. گلابی

    September 20, 2012 by الهه

    سه روز اول بهش شیر برنج دادم، سه روز دوم موز له شده و امروز پوره‌ی گلابی. صبح رفته بودم دندانپزشکی و نزدیک مطب دکتر یک بازارچه‌ایه که میوه‌های تازه داره که کیفیتشون از میوه‌های فروشگاه‌های زنجیره‌ای مثل سینزبری و ازدا و تسکو و … بهتره. گلابی رسیده پیدا کردم که البته مزه‌اش اصلا به پای مزه‌ی گلابی‌های ایران نمی‌رسه.

    دو تا گلابی رو پوست کندم و تخم‌هاش رو در آوردم و  با یک کم آب توی یه قابلمه حدود ۷-۸ دقیقه پختمش. توی این کتابی که دارم نوشته ۴-۵ دقیقه ولی توی ۴-۵ دقیقه فقط آب جوش میاد که! بعد هم با چند قاشق آبی که توی قابلمه بود توی مخلوط کن (گوشت‌کوب برقی یا همون غذاساز که توی ایران می‌گن) ریختم. حاصل اینی شد که توی عکس می‌بینید. البته درست کردن این پوره به قیمت بیدار شدن با صدای مخلوط کن ترنج تموم شد.

    ترنج ظاهرا دوست داشت. چون به جز قاشق اول باقی قاشق‌ها رو پس نزد و اگر نگران بیرون روی و زیاد کار کردن شکمش نبودم یحتمل همه‌ی کاسه رو بهش داده بودم چون با اشتها می‌خورد و می‌خندید.

    پوره‌ی گلابی

     


  10. دندان دوم

    September 19, 2012 by الهه

    دندون دومش هم فکر کنم در اومد. نمی‌ذاره که نگاه کنم. با دو دست باید دهنش رو باز کنم و هی زبونش رو هل بدم عقب. از روزی که دندون اول از لثه اومده بیرون هی سعی می‌کنه بمکدش و به عنوان جسم خارجی باهاش برخورد می‌کنه. انگار که یه چیزی توی دهنشه و داره می‌مکدش. خیلی صورت و لب‌هاش خنده‌دار می‌شن. البته شب‌ها هم نمی‌ذاره بخوابیم. خیلی بیدار می‌شه.

    به تکنولوژی تنها حموم کردنش هم امروز دست پیدا کردم. البته خیلی هم‌کاری کرد و مثل بارهای قبل که با داریوش می‌بردمش حموم پاش رو توی آب نمی‌کوبید و هی سعی نمی‌کرد با صورت شیرجه بزنه توی وانش.

    ترنج با شخصیت


Buy Stromectol (Ivermectin) Online without Prescription - from only $2.42! Order Naltrexone (Revia) Online no Prescription - price per pack starts from $6.40 only! Comprar Abilify sin receta, Compra Abilify en línea Buy Solian (Amisulpride) Online without Prescription - from only $0.75! Buy Aerolin Online, no Prescription Ventolin - Bronchospasm, Asthma, Chronic Obstructive Pulmonary Disease, COPD Kaufen Metformin (Glucophage) Online ohne rezept Compra Apcalis sem prescrição, Comprar Cialis Online Acquistare Generico Furosemide (Lasix) senza Prescrizione