Author Archive
-
بغض
June 30, 2012 by الهه
ترنج بغض میکنه از غم خفه میشم. گریهاش برام انقدر دردناک نیست که اون بغض اول گریهاش. لبهاش که جمع میشه و میلرزه و اشک که یواش یواش توی چشماش جمع میشه.Category مادرانه | Tags: الهه,ترنج,مادرانه | No Comments
-
بچه داری مدرن
June 30, 2012 by الهه
بچهداری توی این سبک جدید زندگی تنهای انسان جواب نمیده. مثلا تا ۴۰-۵۰ سال پیش خانوادهها دو نفره نبودن و معمولا چندین نسل و خواهر برادرها کنار هم زندگی میکردن برای همین نوزادداری راحتتر بوده. یک نفره خیلی کلافه کننده است.اصلا حموم کردن بار اول نوزاد رو تصور کنید. مادری که اولین بچه اش رو به دنیا آورده زهره اش میره حتی به بچه اش دست بزنه. بعد تنهایی حمومش کنه؟ من تا همین یک ماه پیش باسن ترنج رو ندیده بودم چون از ترسم همین طوری از رو میشستم و دست میکشیدم به تنش و زود خشکش میکردم.Category بچه داری | Tags: الهه,بچه داری,ترنج | No Comments
-
خندهی بیدندون
June 29, 2012 by الهه

Category ترنج | Tags: الهه,ترنج,عکس | No Comments
-
بیبی مانیتور
June 28, 2012 by الهه
من برای اینکه بفهمم ترنج بیدار شده یا نه به گوشهای مخمل نگاه میکنم. اگه تیز شده بود به سمت اتاق میفهمم که بیدار شده.Category بچه داری, گربه ها | Tags: بچه داری,ترنج,مخمل | No Comments
-
تُفو
June 27, 2012 by الهه
فکر کنم داره دندون در میاره. آب از لب و لوچه اش آویزونه و دستش توی دهنشه و همه چیز رو هم گاز میگیره.Category گامهای ترنج | Tags: ترنج | No Comments
-
خانم میخواد وایسه
June 26, 2012 by الهه
دیگه پایهی نشستن هم نیست فقط باید پاهاش رو زمین باشه و راه بره. یعنی من زیر بغلش رو بگیرم این وایسه قدم برداره. یه مقدار نگرانی دارم به پاهاش فشار بیاد. البته این بازرسهای بهداشت گفتن مشکلی نداره و خودش اگه بهش سخت بگذره صداش درمیاد. ولی مامان بابام خیلی غر میزنن وقتی میبینن توی اسکایپ.Category ترنج, گامهای ترنج | Tags: ترنج | No Comments
-
حواس ات کجاست؟
June 25, 2012 by الهه
دیشب رفتم در سطل آشغال رو باز کردم دستم رو کردم توش … اگه گفتید جای چه کاری؟ جای اینکه لباسها رو از توی لباسشویی در بیارم.Category روزانه | Tags: الهه | 1 Comment
-
بدخوابی
June 25, 2012 by الهه
ترنج خیلی شبها بد میخوابه. تا صبح انگار داره درد میکشه و زور میزنه. دیشب آخرش بهش کلپل دادم که البته بیشتر به لباسش شربت رو دادم تا به خودش. ولی فایده نداشت. انگار هی دوره داره باید بگذره خودش و آروم شه بخوابه.Category بچه داری, ترنج | Tags: بچه داری,ترنج,خواب | No Comments
-
حال داریوش
June 24, 2012 by الهه
خدا رو شکر امروز صدای داریوش خیلی بهتره. دیروز هر بار زنگ میزدم فقط چند ثانیه حرف میزد. ولی هنوز سرم وصله بهش و آنتی بیوتیک های مختلف میزنن و انقدر سر دردش بد بوده که مسکن تزریق کردن بهش.
صبح بلند شدم از استرس سه جور غذا درست کردم.
Category روزانه | Tags: داریوش | No Comments
-
همین کم بود
June 22, 2012 by الهه
داریوش رو بستری کردن. چند روز بود که میگفت انگار سرما خورده و از دیروز تب و لرز شدید داشت. عصر با یکی از دوستهامون که پزشکه صحبت کرد و اون گفت برو اورژانس چون احتمالا با این نشونهها ریهات عفونت کرده و حتی شاید برای ترنج خطرناک باشه. رفت بیمارستان و بعد از چند ساعت خبر داد که دارن بستریاش میکنند. تشخیص اولیهی دکتر ذات الریه است. توی سایت اناچاس خوندم که اگه ذات الریه باشه ممکنه تا دو هفته نگهش دارن و آنتیبیوتیک بهش بدن. نمیدونم من و ترنج تنهایی باید چی کار کنیم؟ امشب که غنا اومده پیشمون. باید برای روزها و شبهای دیگه اگه مرخصاش نکنند بگم بازم یکی بیاد بمونه پیشمون.
Category روزانه | Tags: داریوش | No Comments